آنچه درباره مکه باید دانست

معرفی مکان‌های زیارتی شهر مکه مکرمه محل آغاز رسالت حضرت رسول اکرم (ص)

شهر مکه مکرمه در دل مجموعه ای از دره های رشته کوههای حجاز واقع است و مسجد الحرام در میان دره ابراهیم ، با حدود 277متر ارتفاع از سطح دریا قرار دارد از ویژگیهای برجسته این منطقه ، کوههای پر شمار پیرامون آن است که برخی از آنها در شکل گیری تاریخ آن نقش داشته اند، از آن جمله جبل النور است ، که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ، پیش از بعثت ، در آن به پرستش خدا می پرداخت دیگر جبل ثور است که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ، در راه هجرت به مدینه منوره ، در آن پنهان شد هجرت ابراهیم علیه السلام از عراق به فلسطین و صحرای سینا در مصر و از آنجا به بیت الله الحرام در مکه مکرمه ، در حدود چهار هزار سال پیش ، دروازه های شمالی شهر را تعیین کرده است مهمترین دروازه های دیگر برای حاجیان عبارتند از : دروازه عراقی ( زبیده )، دروازه مصری ، دروازه شامی و دروازه یمانی یا جنوبی.

سه روايت از امام صادق (ع) در رابطه با مکه

مكه حرم خدا حرم رسول خدا و حرم اميرالمومنين (ع) است. يك نماز در مكه برابر با صد هزار نماز و يك درهم خرج كردن در راه خدا در آن سرزمين برابر با صدهزار درهم است.

همانا صد و بيست رحمت خداوند در اطراف كعبه است. شصت رحمت براي طواف كنندگان، چهل رحمت براي نماز گذاران، و بيست رحمت براي كساني كه فقط به كعبه نگاه مي كنند.

كسي كه در مكه قرآن را ختم كند، نمي ميرد، مگر اينكه رسول خدا را زيارت كند و جايگاهش را در بهشت ببيند.

 

مسجد الحرام

از امام صادق (ع) پرسيدند: چرا کعبه را کعبه ناميدند. فرمود: براي اين که چهارگوش و مربع است، و کعبه چهار گوش است، چون محاذي بيت المعمور است و بيت المعمور چهارگوش است، چون محاذي عرش است و عرش چهارگوشه است، چون کلماتي که دين اسلام بر آن استوار است، چهار است:
«سبحان الله - الحمد لله - لا اله الا الله - الله اکبر».

مکانهاي داخل مسجد الحرام و کعبه

ارکان کعبه

به هريک از چهار گوشه کعبه، رکن گويند و کعبه بر چهار رکن بنا گرديده، که عبارتند از:

ركن اسود

ركن عراقي

ركن شامي

ركن يماني

ركن يماني : قبل از رکن اسود قرار دارد.
امام صادق (ع) فرمودند : خداوند فرشته اي را نزد ركن يماني گمارده، كه كارش آمين گفتن به دعاي مومنان است .


حجر الاسود :

سنگ سياه آسماني است که به دست رسول گرامي اسلام، قبل از درب کعبه در رکن اسود نصب گرديده ومحل شروع طواف حجاج ميباشد.


درب کعبه :

در دوران حضرت ابراهيم دو درگاه بدون در، هم سطح زمين، براي کعبه گشوده شد.

در دوران جواني پيامبر که کعبه بازسازي شد، براي اولين بار درب چوبي توسط قريش، براي کعبه، در محل فعلي که بالاتر از زمين قرار دارد نصب گرديد.

آخرين در کعبه که از چوب ساج و نقره خالص است و با طلا و جواهرات مزين شده، در دوران سعودي تعويض شده است.

ملتزم : فاصله بين ركن حجرالاسود تا درب كعبه را ملتزم گويند.

امام علي (ع) فرمودند : كسي كه در اين مكان به گناه خود اقرار كند و از خداوند طلب آمرزش كند بر خداوند است كه او را ببخشد.

مستجار : محلي است پشت درب كعبه، كمي مانده به ركن يماني، محل ورود فاطمه بنت اسد به داخل كعبه براي ولادت علي ابن ابي طالب ميباشد.

شاذروان : برآمدگي شيب دار كوتاهي است كه در قسمت پايين ديوار كعبه وجود دارد.

حجر اسماعيل:
نيم دايره اي است كه از ركن عراقي تا ركن شامي را شامل مي شود. در اين مكان حضرت هاجر و اسماعيل و نيز حدود هفتاد پيامبر دفن شده اند.

ناودان طلا : در بالاي حجر اسماعيل و بر روي بام کعبه قرار دارد.

 

مقام ابراهيم :
سنگي است به طول و عرض 40 سانتيمتر كه جاي پاي حضرت ابراهيم (ع) روي آن به چشم مي خورد و مقابل درب کعبه قرار دارد.

حجاج بعد از طواف واجب، ميبايست در پشت مقام ابراهيم، دو رکعت نماز طواف به جاي آورند.

نماز طواف نسا نيز پشت مقام ابراهيم، خوانده ميشود.

حطيم : مساحت ميان حجرالاسود و زمزم و مقام ابراهيم و قسمتي از حجر اسماعيل را حطيم مي گويند. در اين مكان حدود يكصد تن از انبيا از جمله حضرت آدم، نوح، صالح، اسحاق، يوسف و شعيب دفن شده اند و نفرين مظلومان بر ظالمان در اينجا به اجابت مي رسد.

چاه زمزم : در نزديكي مقام ابراهيم و در هجده متري كعبه، در زيرزمين واقع است و آب آن توسط پمپ از طريق لوله كشي به زائرين مي رسد.
پيش از اين، حجاج مي توانستند، از پله هاي داخل حياط مسجد الحرام، به محل چاه زمزم وارد شوند، ولي اکنون اين محل بر روي زايرين بسته شده است.

امام صادق (ع) فرمود: آب زمزم داروي درد كسي است كه آن را به قصد درمان بنوشد.

صفا و مروه : کوه صفا مکاني است که حجاج، بعد از طواف و نماز طواف، جهت ادامه اعمال، به آنجا ميروند و هفت مرتبه سعي بين صفا و مروه به جا مي آورند و در دور آخر، در کوه مروه تقصير ميکنند. توضيح اينکه، فقط در عمره مفرده و عمره تمتع، تقصير در اين محل انجام ميگردد و تقصير در حج تمتع فقط در سرزمين منا انجام ميشود.
فاصله بين دو كوه صفا و مروه 380 متر است و محل سعي زائران است. كوه ابوقبيس متصل به آن بوده . كوه صفا مكاني است كه پيامبر رسالت خويش را با جمله قولوا لا اله الا الله تفلحوا از فراز آن كوه به جهانيان اعلام كرد .

 

کوه حرا و غار حرا

کوه حرا به نام جبل النور ، جبل القرآن و جبل الاسلام نیز معروف است این کوه که یکی از مکانهای مقدس مکه و از آثارباقیمانده از عصر رسالت به شمار می رود، در شمال شرقی مکه ، در مسیر جاده ای واقع شده که به سمت عرفات می رود و در فاصله 5/1 کیلومتری سمت راست آن جاده قرار دارد در غار به سمت شمال است و فضای آن گنجایش تقریبی پنج نفر نشسته را دارد ارتفاع غار نیز به اندازه قامت یک انسان است غار حرا محل عبادت رسول خدا (ص ) بوده و آن حضرت روزهایی از ایام سال ، به ویژه ماه مبارک رمضان را در آنجا بسر می برده است در همین غار بود که نخستین بار بر رسول خدا (ص ) وحی نازل گردید این غار از جمله بهترین و متبرک ترین نقاط مکه محسوب می شود.

 

مشخصات کوه:

کوه حِراء در شمال شرقی مکه قرار دارد. این کوه شکلی مخروطی دارد و از دیگر کوه‌هایی که شهر مکه بر دامنه آنها واقع شده، مستقل است. بنابر منابع متقدم، در گذشته، فاصله کوه حراء تا مکه یک فرسنگ یا سه میل بوده است؛ اما امروزه، به‌سبب توسعه شهر مکه، کوه حراء داخل شهر قرار گرفته و ساختمان‌های مسکونی آن را احاطه کرده است. فاصله این کوه تا مسجدالحرام چهار تا شش کیلومتر است. این کوه مشرف بر مِنا و در کنار مسیر مِنا ـ عرفات است.

ارتفاع آن از سطح دریا ۵۶۰ متر است و فقط از یک مسیر می‌توان از آن صعود کرد و آن راهی است که از دیگر جاها جدا شده است. آب و سبزه نیز در آن دیده نمی‌شود. قله حراء حدود چهل متر مربع مساحت دارد. اطراف قله باز است و هیچ صخره یا مانعی در برابر کسی که می‌خواهد اطراف را تماشا کند، وجود ندارد.

مشخصات غار: غار حِراء در بالاترین نقطه‌ی کوه حراء واقع شده است و فاصله بین غار و قله حدود بیست متر است. برای رسیدن به آن از میان دو صخره بسیار نزدیک به هم عبور می‌کنند. پس از آن، غار نمایان می‌شود.

انتهای غار کاملاً به سوی مسجدالحرام و کعبه، و دهانه آن تقریباً به سمت بیت‌المقدس است. از بالای کوه حراء مسجدالحرام و گلدسته‌ها دیده می‌شوند. وسعت دهانه غار به اندازه‌ای است که یک شخص متوسط القامت می‌تواند از آن عبور کند و در آنجا به نماز بایستد. داخل آن از هنگام طلوع تا غروب آفتاب روشن است، اما گرمای سوزان به آن نفوذ نمی‌کند.

برخی مورخان، غار حراء را با غار ثور ــ که پیامبر اکرم (ص) هنگام هجرت از مکه به مدینه، به آن پناه بردــ اشتباه کرده‌اند.

 

کوه حراء در روایات دینی و تاریخی:

روایت شده است که حضرت آدم (ع) خانه کعبه را از سنگ‌های پنج کوه بنا کرد که یکی از آنها کوه حراء بود. گفته شده که کوه حراء همان کوه فاران است که در تورات از آن یاد شده، اما ظاهراً فاران نامی است که به همه کوه‌های مکه اطلاق شده است نه فقط کوه حراء.

گفته‌اند از معجزات پیامبر اکرم آن بود که کوه حراء در زیر پای آن حضرت به حرکت درآمد و سپس به فرمان پیامبر (ص) از حرکت بازایستاد.

از امام علی (ع) نقل شده است که پیامبر (ص) هر سال در حراء خلوت می گزید، من او را می دیدم و جز من کسی وی را نمی دید.

این کوه در دوره جاهلیت نیز محترم بوده و در اشعار جاهلی از آن یاد شده است، از جمله در اشعار عَوف بن‌اَحْوَص و ابوطالب عموی پیامبر. نخستین کسی که در کوه حراء اعتکاف نمود، عبدالمطلب، نیای پیامبر، بود. (نک: تحنث)

زیارت غار حراء:

برخی فقها زیارت غار حراء را از مستحبات اعمال حج ذکر کرده‌اند. از گذشته تاکنون، مردم به زیارت غار حراء می‌روند و گفته شده است که دعا در آنجا مستجاب می‌شود.

کوه ثور، غار ثور

کوه ثور، کوهی است بزرگتر از کوه حرا که در جنوب شرقی مسجد الحرام و در فاصله ای دورتر نسبت به مکه واقع شده است زمانی که مشرکان مکه قصد کشتن رسول خدا (ص ) را داشتند، آن حضرت از شهر خارج شده و به غار ثور رفت و مدت سه روز در آن مخفی بودند به اعجاز الهی ، عنکبوتان تارهایی را بر در غار تنیدند تا مشرکانی را که در تعقیب حضرت بودند از رفتن به درون آن منصرف سازند

کوه ثَور کوهی مشهور در شهر مکه. شهرت این کوه به سبب وجود غاری است که پیامبر(ص) در آغاز هجرت به مدینه برای رهایی از دست مشرکان در لیلة المبیت به آنجا پناه بردند. مشرکان تا دم غار آمدند ولی با امداد غیبی خداوند به پیامبر دست نیافتند.

برخی نام این کوه را اَطحَل یا ثور اَطحَل ثبت کرده‌اند، برخی از مورخان نیز به این کوه، ابوثور گفته‌اند که صحیح به نظر نمی‌رسد. بعید نیست نام گذاری این کوه به «ثور» (به معنای گاو) به این سبب باشد که همچون گاوی است که رو به جنوب مکه کرده است.

در قدیم از دو راه کوهستانی به کوه ثور می‌رفتند که یکی دشوار ولی کوتاه بود و و دیگری آسان ولی طولانی‌تر بود. فاصله کوه ثور تا مکه بسته به راهی بود که انتخاب می‌شد؛ از این رو، این فاصله را، به تفاوت، حدود یک فرسخ، دو سه میل و در فاصله دو ساعت راه از مکه ذکر کرده‌اند. در مسیرهای امروزه، فاصله کوه ثور تا مسجدالحرام سه تا چهار کیلومتر است.

غار ثور:

غار ثَور در قله کوه قرار دارد، بر کوه‌های اطراف مسلط و به صورت صخره یا سنگی توخالی و شبیه قایقی وارونه است. ارتفاع آن از زمین کمی بیش از ۵۰۰ متر و صعود به غار بسیار دشوار و مستلزم تلاش فراوان است.

غار ثور دارای دو ورودی یا شکاف است؛ یکی غربی که بسیار تنگ است و تقریباً به کف غار چسبیده و ورود از آن خیلی دشوار است، دومی شرقی که تا حدودی پهن است و ادعا شده پس از ورود پیامبر(ص) به غار، به معجزه الاهی ایجاد شده است.

طول خود غار هجده وجب و پهنای قسمت میانی آن یازده وجب است. ارتفاع داخل غار به‌اندازه قد یک انسان و مساحتش دو و نیم مترمربع است.

حضور پیامبر(ص) در غار:

پس از آنکه خداوند پیامبر(ص) را از توطئه مشرکان برای قتل او آگاه کرد، قرار شد علی(ع) در بستر پیامبر(ص) بخوابد و پیامبر(ص) شبانه مکه را به سمت یثرب ترک کند. (نک: لیلة المبیت) پیامبر(ص) برای فرار از دست مشرکان قریش که در جست وجوی او بودند به همراه ابوبکر در غار ثور پنهان شد و سه شبانه روز در آنجا بود. قرآن نیز به داستان توطئه مشرکان و خروج پیامبر اکرم(ص) از منزل خویش در مکه و پناه بردن به این غار در جبل ثور اشاره کرده است.

معجزات الاهی:

در این غار، به برکت اقامت پیامبر اکرم(ص) در آن، معجزات متعددی روی داد، همچون تنیده شدن تار عنکبوت جلو ورودی آن و لانه کردن دو کبوتر وحشی و به روایتی روییدن درختی فرا روی پیامبر(ص).

 

مشرکان در جستجوی پیامبر(ص) تا در غار ثور هم آمدند اما خداوند آنان را از ورود به غار بازداشت. بدین ترتیب که قریش با دیدن تار عنکبوت و تخم کبوتر، به این نتیجه رسیدند که غار متروک است و کسی وارد آن نشده است و گرنه تار عنکبوت پاره می‌شد و تخم کبوتر می‌شکست و کبوتر نمی‌نشست.

تبرک جستن مردم به غار:

کوه ثور از زمان اقامت سه روزه پیامبر(ص) در آن نزد مسلمانان مبارک شمرده می‌شود و همواره محل زیارت حاجیان بوده است.

با وجود دشواری بسیار و سختی ورود از دهانه تنگ غار، که پیامبر اکرم(ص) از آن داخل شده بود، مردمی که به دیدار غار می‌رفتند از باب تبرک، سعی می‌کردند از آن وارد شوند و چه بسیار کسانی که در میانه شکاف به سبب تنگی آن محبوس می‌شدند. میان عوام شایعه زشت و بی‌اساسی راجع به کسانی که نتوانند از شکاف غار ثور بگذرند، رواج داشت. برای مثال، ابن جبیر می‌گوید: «بیشتر مردم به دلیل دشواری ورود، از وارد شدن به آن از دهانه تنگ آن خودداری می‌کنند؛ چون گفته می‌شود هرکس وارد آن نگردد حلال زاده نیست».

در حدود سال ۸۰۰ و به روایتی ۸۱۰ هجری، حاکمِ وقت اقدام به گشاد کردن دهانه تنگ غار کرد تا دیگر مردم در آن محبوس نشوند. در دوره‌های بعد نیز حاکم مکه، بار دیگر دهانه غار را وسیع کرد. امروزه ارتفاع دهانه و عرض غار حدود نیم متر است.

شعب ابی‌طالب

شعب ابیطالب ، یا شعب علی ، جایی است که مشرکان مکه ، پیامبر (ص ) و بنی هاشم را حدود سه سال در آنجا محصور کردند و مردم را از دیدار و معاملت با آنان منع نمودند این دره به سوی کوه ابوقبیس سرازیر است و همان جایی است که کتابخانه مکه هم اکنون در آن جاست و در کنار مسجدالحرام واقع است

شِعْب ابی‌طالب، درّه‌ای میان دو کوه ابوقبیس و خندمه در مکه است. در سال هفتم بعثت، رسول خدا(ص)، بنی‌هاشم و مسلمانان به سبب آزارهای مشرکان مکه به شعب پناه جستند و سه سال در محاصره اقتصادی و اجتماعی در این مکان به سر بردند. امام علی(ع) در نامه‌ای به معاویه به دشمنی قریش و محاصرۀ ۳ ساله شعب ابی‌طالب اشاره کرده است.

این منطقه ملک عبدالمطلب بوده است. خانه متعلق به خدیجه که پیامبر اکرم(ص) با او در آن زندگی می‌کرده و همه فرزندانشان در آنجا به دنیا آمد، در این محله واقع بوده است. این شعب که در قسمت شرق کعبه، و پس از مَسعیٰ قرار گرفته، به دلیل نزدیکی به کعبه بهترین نقطه مکه بوده است. به علت تولد پیامبر (ص) در این منطقه آن را "شعب مولد" نیز نامیده‌اند. فاطمه زهرا(س) نیز در این شعب به دنیا آمده‌ است. امروزه تنها بخشی از محلۀ شعب ابی‌طالب به نام سوق اللیل باقی مانده و سایر قسمت‌های آن در توسعه‌های مختلف در داخل مسجد الحرام قرار گرفته است.

 

مفهوم و نام‌ها:

به شکاف در میان کوه، دره، راهی در کوه و به محدودۀ قرار گرفته میان دو کوه نزدیک به هم شِعْب گویند.

این شعب در اختیار خاندان بنی هاشم بوده و در دوره‌های مختلف به نام‌های متفاوتی چون شعب بنی هاشم، شعب ابی طالب، شعب علی بن ابی طالب و شعب ابی یوسف نامیده می‌شده است.

موقعیت جغرافیایی:

این شعب در نزدیکی مسجد الحرام پشت کوه صفا و مروه و در دهانه و فاصله کوه ابوقبیس و کوه خندمه قرار داشته است. زمانی که فرد از مسجد الحرام خارج می‌شود و از باب العباس، باب علی یا باب السلام بیرون می‌آید و از مَسعیٰ هم عبور می‌کند، به فضای بازی می‎رسد که در پایین کوه ابوقبیس قرار دارد. این منطقه جایی است که پیش‌تر شعب ابی‌طالب در آن قرار داشت. در حال حاضر فقط بخشی از محلۀ شعب ابی طالب باقی مانده که نام آن سوق اللیل و بر فراز کوه است محلۀ سوق اللیل خانه‌هایی را که روی کوه، مقابل مسعی ساخته‌اند را دربرمی‌گیرد؛ و بیشتر خانه‌ها و اماکن تاریخی موجود در شعب در توسعه‌های مختلف مسجد الحرام، در مسجد قرار گرفته و امروزه سنگ‌فرش شده و استراحتگاه حجاج در زمان حج است.

برخی به غلط قبرستان حُجون را که ابوطالب در آنجا مدفون است، شعب ابوطالب پنداشته‌اند؛ در صورتی که آنجا از پیش قبرستان مکه و جدای از شهر بوده است.

محل زندگی بنی هاشم:

وقتی قُصَی بن کِلاب بر مکه حاکم شد، هر خاندانی از قریش را در جایی از مکه سکونت داد. او وَجه کعبه (قسمت روبه‌روی درب کعبه) را که دربردارندۀ شعب ابی طالب و به سمت معلاة مکه بود، برای خاندان خود و فرزندانش عبد مناف و عبدالدار برگزید. این شِعب به لحاظ نزدیکی به کعبه، بهترین نقطۀ مکه بود. زمین شعب متعلق به عبدالمطلب بود و او نیز در اواخر عمر، آن را میان فرزندان قسمت کرد و پیامبر(ص) سهم پدرش عبدالله را سهیم گشت.

شِعب همچنین محل تولد رسول خدا(ص) بوده و به همین جهت به "شعب مولد" نیز معروف است. خانۀ خدیجه و محل زندگی وی با پیامبر(ص) نیز در این منطقه بوده و فاطمه زهرا(س) در آنجا زاده شده است. همچنین عبدالله بن عباس نیز در این شعب متولد شد و زندگی کرد.

محاصره بنی هاشم:

مهم‌ترین حادثه‌ای که موجب شهرت شعب ابی‌طالب شده است، ماجرای محاصره بنی‌هاشم در این منطقه است. در شب اول محرم سال هفتم بعثت در این شعب رسول خدا(ص) به همراه بنی‌هاشم و بنی عبدالمطلب به جزابولهب و فرزندانش در محاصره اقتصادی سایر خاندان‌های قُرَیش قرار گرفتند و آن دوران را با مشقت و رنج فراوان سپری کردند. این محاصره سه سال طول کشید.

در اواخر سال ششم سران قریش از نفوذ و پیشرفت حیرت‌انگیز آیین یکتاپرستانه اسلام سخت ناراحت بودند و در فکر چاره و راه‌حلی بودند.

اسلام‌آوردنِ افرادی مانند حمزه و تمایل جوانان قریش و آزادی عملی که در کشور حبشه نصیب مسلمانان شده بود، بر حیرت و سرگردانی سران قریش افزوده بود و از اینکه از نقشه‌های خود بهره‌ای نمی‌بردند، سخت متأثر بودند؛ از این رو به فکر نقشۀ دیگری افتادند و خواستند با محاصرۀ اقتصادی از نفوذ و گسترش اسلام بکاهند و پایه‌گذار و هواداران آن را در میان این حصار خفه سازند.

 

پیمان مشرکان:

مشرکان در دارالندوه جلسه‌ای تشکیل دادند و عهدنامه‌ای به خط منصور بن عکرمه و امضای هیئت عالی قریش نوشتند و در داخل کعبه آویزان کردند و سوگند یاد کردند که ملت قریش، تا دم مرگ طبق موازین ذیل عمل کند:

 

مواد پیمان نامه:

    هرگونه خرید و فروش با هواداران محمد(ص) تحریم می‌شود.

    ارتباط و معاشرت با آنان ممنوع می‌گردد.

    زن دادن به مسلمانان یا زن گرفتن از آنان ممنوع است.

    پیمان‌نامه فقط در صورتی ملغی خواهد شد که محمد(ص) را برای کشتن به آنان تسلیم کنند.

متن پیمان با مواد یادشده به امضای تمامی بانفوذان قریش جز مطعم بن عدی رسید و با شدت هر چه تمام‌تر به اجرا گذاشته شد. ابو طالب از بنی هاشم دعوتی کرد و یاری پیامبر را بر دوش آنان گذاشت و دستور داد عموم فامیل از محیط مکه به دره‌ای که در میان کوه‌های مکه قرار داشت و به شعب ابی طالب معروف بود که دارای خانه‌های کوچک و سایبان‌های مختصری بود منتقل شوند و در آنجا سکنا گزینند. او اطراف آن را افرادی گماشت تا از شعب حراست کنند.

برای اجتماع همه بنی هاشم در شعب ابی طالب، نتایجی ذکر کرده‌اند از جمله:

    امکان مراقبت دائمی همه بنی هاشم از جان پیامبر فراهم شد.

    از فشار روانی قریش بر روی مشرکان بنی هاشم جلوگیری می‌کرد.

هر کس به شهر مکه وارد می‌شد، حق نداشت با بنی هاشم معامله کند و اگر کسی چنین کاری انجام می‌داد اموالش را مصادره می‌کردند.

مسلمانان در مواقعی که مراسمی رسمی وجود داشت می‌توانستند برای خرید یا دعوت و تبلیغ از شعب خارج شوند. رسول خدا(ص) سال نخست هنگام موسم حج هر که را دید به اسلام دعوت کرد و همین امر باعث کینۀ مشرکان شد و به ابوطالب گفتند که برادرزاده‌ات را به ما تحویل بده که قصد قتل او را داریم. ابوطالب پاسخ محکمی به آنان داد و آنان را ناامید کرد.

ابوطالب از ترس اینکه مبادا نیمه شب پیامبر(ص) را بکشند، هرگاه پیامبر به خواب می‌رفت رختخواب خود را در یک طرف او می‌انداخت و محل خواب یکی از فرزندانش را در طرف دیگر قرار می‌داد و پیامبر را در وسط قرار می‌داد.

 

وضع حزن‌انگیز بنی هاشم:

محاصره شعب سه سال طول کشید فشار و سختگیری‌ها به حدی رسید که نالۀ فرزندان بنی‌هاشم به گوش مشرکان مکه می‌رسید ولی در دل آنها تأثیر چندانی نمی‌کرد.

 

جاسوسان قریش در تمام راه مراقب بودند مبادا کسی خواروباری به شعب ابی طالب ببرد. ولی علی‌رغم این کنترل گاه و بیگاه حکیم بن حزام برادرزادۀ خدیجه و ابوالعاص بن ربیع و هشام بن عمر نیمه شب‌ها مقداری گندم و خرما بر شتری حمل کرده تا نزدیکی شعب می‌آوردند سپس افسار آن را دور گردنش می‌پیچیدند و رها می‌کردند و گاهی همین مساعدت موجب گرفتاری آنان می‎گردید.

پیامبر و یاران و عمویش ابوطالب و همسرش خدیجه ۳ سال در سخت‌ترین شرایط به سر بردند؛ آنان در این مدت از محل دارایی‌های خدیجه گذران کردند. گاهی نیز اقوام نزدیکشان، به رغم پیمان‌نامه و از سرِ کششِ خون و خانواده پنهانی آذوقه به آنجا می‌فرستادند. مقاومت پیامبر و یاران او در آن مدت، عرصه را بر قریش تنگ کرد. بیشتر آنان که دختر، پسر، نواده‌ یا اقوامی نزدیک در شعب داشت، در پی بهانه بودند تا آنان را از شعب خارج کنند.

 

پایان محاصره:

در سال دهم بعثت شبی ابوجهل، حکیم بن حزام را که برای خدیجه بار گندم می‌برد مانع شد. دیگران مداخله کردند و به سرزنش ابوجهل برخاستند. اندک‌اندک گروهی از کرده خود پشیمان گشتند و به طرفداری از بنی هاشم برخاستند که چرا بنی مخزوم در نعمت به سر ببرند و پسران هاشم و عبدالمطلب در سختی بمانند. و سرانجام گفتند این عهدنامه باید باطل شود. جمعی از شرکت کنندگان در پیمان، تصمیم گرفتند آن را پاره کنند. به روایت ابن هشام از ابن اسحاق چون به سروقت پیمان نامه رفتند دیدند موریانه آن را خورده و تنها جمله «باسمک اللهم» از آن باقی مانده است.

 

در نقل دیگری آمده است خداوند به پیامبرش خبر داد که موریانه، پیمان نامه را خورده و تنها جمله «باسمک اللهم» از آن باقی مانده است. پیامبر نیز ابوطالب را از آن باخبر ساخت. ابن هشام می‌نویسد گروهی از اهل علم گفته‌اند:

ابوطالب به انجمن قریش رفت و گفت: برادرزاده‌ام می‌گوید موریانه پیمان نامه‌ای را که نوشته اید خورده و تنها نام خدا را باقی گذاشته؛ ببینید اگر سخن او راست است محاصره ما را بشکنید و اگر دروغ می‌گوید او را به شما خواهم سپرد. چون به سروقت نامه رفتند دیدند موریانه همه آن را جز نام خدا خورده است. بدین ترتیب پیمان محاصره بنی هاشم شکسته شد و آنان از شعب (دره) ابوطالب بیرون آمدند.

 

زمان:

به گفتۀ ابن سعد این محاصره در محرم سال هفتم بعثت اتفاق افتاد و هنگامی که ابوطالب خبر محوشدن پیمان نامه را به اطلاع مشرکان رساند در سال دهم بعثت پایان یافت.

 

اشاره امام علی به ماجرای شعب در نامه به معاویه:

به روایت نصر بن مزاحم، حضرت علی(ع) در مورد ظلم و ستم قریش در شعب ابی طالب به پبامبر اکرم(ص) و مسلمانان، چنین به معاویه نوشت:

        «خویشان ما (قبیلۀ قریش) بر این شدند که پیامبر ما را بکشند و نسل ما را براندازند. دربارۀ ما تصمیم گرفتند و ستم‌ها رواداشتند. خواروبار از ما قطع کردند و آب گوارا از ما بازگرفتند و ما را در جایگاه بیم و هراس نشاندند و جاسوس‌ها بر ما گماشتند و ما را ناچار ساختند تا در میان کوهی ناهموار پناه جوییم و بدین اکتفا نکرده جنگ علیه ما افروختند و پیمان‌نامه در میان خود علیه ما نوشتند بدین مضمون که با ما هم خوراک نشوند و با ما آب ننوشند و با ما وصلت و ازدواج نکنند و خرید و فروش ننمایند و از آنان در امان نباشیم تا اینکه محمد(ص) را در اختیار آنان نهیم تا اینکه وی را بکشند و جسدش را مثله[=قطعه قطعه] کنند. جز در موسم حج و عمره ما بنی هاشم از امنیت برخوردار نبودیم. اما مشیت خداوند دربارۀ ما چنین قرار گرفت که ما با تمام وجود از آن حضرت دفاع کنیم. و پروانه وار شمع وجودش را طواف نماییم و با شمشیرهای خود شب و روز از او حمایت کنیم. مومنانمان به انگیزۀ نیل به پاداش پروردگار و کافرانمان به منظور دفاع از از حریم قوم و تبار از وجود مقدس وی حمایت می‌کردند.»

قبرستان ابوطالب

قبرستان ابوطالب یکی از زیارتگاههای مسلمانان در مکه به شمار می آید قبرستان ابوطالب محل دفن بسیاری از افراد خاندان بنی هاشم و برخی از نزدیکترین یاران رسول خدا (ص ) است عبدالمطلب جد پیامبر (ص )، عموی رسول خدا ابوطالب و خدیجه (س ) چهره دیگر مدفون در قبرستان ابوطالب است در این قبرستان بسیاری از عالمان شیعه نیز، که در مکه درگذشته یا به شهادت رسیده اند مدفونند

 

قبرستان مَعْلاة

قبرستان مَعلاة ـ محله بالا ـ يا حُجون که در ميان ايرانيان به قبرستان ابوطالب شهرت يافته قبرستاني کهن است که به دليل درآغوش گرفتن بسياري از چهره هاي برجسته و ممتاز از اجداد و اصحاب رسول خداصلي الله عليه وآله و علما و تابعين، پس از قبرستان بقيع، قبرستاني مورد توجه و اعتناي مسلمانان بوده و از زيارتگاه هاي عمومي زائرانِ خانه خدا به شمار مي آيد.

اين مکان را در قرون اخير به نام مقبره بني هاشم نيز مي شناسند. سنگي که در مدخل ورودي قبرستان نصب شده نشان مي دهد که قبرستان ياد شده در سال 1383 ق. تجديد بنا شده است.

در حال حاضر، با کندن کوه حجون تلاش مي شود تا محدوده قبرستان در آن سمت نيز گسترش يابد. در گذشته ورود به قبرستان ممنوع بود، اما در حال حاضر امکان ورود به قبرستان براي مردان وجود دارد.

 

دفن شدگان در قبرستان معلاة:

عبدالمطّلب گفته مي شود يکي از چهره هاي مهم بني هاشم که در قبرستان حجون دفن شده، عبدالمطّلب، جدّ پيامبرصلي الله عليه وآلهاست. او از افراد بسيار با شخصيت شهر مکه بود که ميان عرب ها نفوذي فراوان داشت. عبدالمطّلب دو سال سرپرستي رسول خداصلي الله عليه وآله را عهده دار بود. برخي از اعمال او که به احتمال قريب به يقين، برگرفته از سنّت ابراهيمي و از مکتب حُنَفا بود، همچون سنّتي در ميان عرب ها مورد پيروي قرار گرفت و حتي اسلام نيز شماري از آنها را تأييد کرد. عبدالمطّلب را بايد يکي از احياگران آيين ابراهيمي دانست.

ابوطالب چهره شاخص ديگر، ابوطالب فرزند عبدالمطّلب و عموي پيامبرصلي الله عليه وآلهاست. وي در پرده تقيّه توانست حمايتي قابل ستايش از رسول خداصلي الله عليه وآله در برابر فشار مشرکان به عمل آورد. او در برابر تهديدهاي قريش، حاضر نشد رسول خداصلي الله عليه وآله را به آنان تسليم کند و حمايت آشکار خود را از آن حضرت در همه مراحل اعلام کرد.

اشعار زيادي از ابوطالب بر جاي مانده که، علاوه بر ايمان عميق او، نشان دهنده چهره ادبي اين بزرگمرد هاشمي است. اين اشعار، ضمن ديوان وي که در قرن سوم فراهم آمده، موجود و به چاپ رسيده است. بر اساس اسناد دقيق تاريخي، وي بزرگترين حامي پيامبرصلي الله عليه وآله در سال هاي خفقان در مکه بود. ابوطالب در همان آغاز بعثت، فرزندانش علي و جعفر را به خدمت رسول خداصلي الله عليه وآله فرستاد و خود نيز تا سال دهم بعثت که زنده بود، هرگز در دفاع از آن حضرت کوتاهي نکرد.

خديجه عليها السلام ـ چهره ديگر مدفون در قبرستان ابوطالب، حضرت خديجه است. او زني فداکار و ايثارگر و نخستين زن مؤمن به رسول خداصلي الله عليه وآله بود.

وي تمامي اموال خود را وقف پيشبرد اسلام کرد و در برابر فشاري که قريش بر رسول خداصلي الله عليه وآله وارد مي کردند، بهترين يار صميمي او در خانه محسوب مي شد. رسول خداصلي الله عليه وآله هميشه از او به نيکي ياد مي کرد تا جايي که حسادت برخي از همسران وي برانگيخته مي شد، اما آن حضرت از تحسين خديجهعليها السلام خودداري نمي کرد.

گفتني است که روي قبر حضرت خديجه بقعه اي بوده که آن را خراب کرده اند. همين طور بقعه هاي ديگري روي برخي از مزارهاي ديگر وجود داشته که تخريب شده است.

اين که بقعه ها دقيقا روي محل دفن اجداد پيامبرصلي الله عليه وآله ساخته شده باشد، ترديدهايي وجود دارد، زيرا تا پيش از قرن دهم، مورخان مکه از محل قبر اين بزرگواران در قبرستان ياد شده، سخن نگفته اند. اما بر اساس آنچه در منابع تاريخي آمده، شکي نيست که اين افراد در قبرستان ياد شده دفن شده اند. و اين مطلب در منابع تاريخي آمده است.

عالمان شيعه بسياري از عالمان شيعه نيز که در مکه درگذشته يا به شهادت رسيده اند در اين قبرستان مدفونند. يکي از آنها سيد زين العابدين کاشاني است که از بانيان تجديد بناي کعبه در سال 1039 هجري است. در آن سال کعبه در سيل خراب شد و اين روحاني سيد، با کمک شماري ديگر آن را بازسازي کرد.

مشاهير شيعه و سنّي محيي لاري در قصيده بلند خود با نام فُتُوح الحَرَمَيْن ، از برخي از چهره هاي زاهد و صوفي ياد کرده که در اين قبرستان دفن شده اند. از آن جمله شيخ علي کرماني، خواجه فُضَيل عياض و شيخ اسماعيل شيرواني است. لاري به قبر عبدالله بن زبير هم اشاره کرده است. عبدالله بن زبير در سال 73 در کنار همين قبرستان توسط حَجّاج بدار آويخته شد. قبر عبدالله بن عمر نيز به گفته لاري در همين حوالي بوده است. به نقل فاکهي، مورخ شهير مکه، فرزند عمر در باغ خرمانيه ـ جايي که اکنون شهرداري مکه است ـ دفن شده که در حال حاضر، محل قبر وي بر کسي دانسته نيست. منصور عباسي هم که در مکه درگذشت، در همين قبرستان مدفون شده است.

گاهي به غلط ـ و البته تنها ميان ايرانيان ـ از اين قبرستان به عنوان شِعْب ابي طالب نام برده مي شود. همان گونه که گفته شد، محل واقعي شعب ابي طالب جايي است که اکنون با نام شعب علي شناخته مي شود و از فضاي باز خارج مسعي تا انتهاي سوق الليل ـ خانه هاي روبروي مسعي در بلنداي کوه ـ امتداد مي يابد; به عبارت ديگر، حدّ فاصل ميان کوه ابوقبيس، تونل کنار آن، کوهي که در کنار تونل واقع شده تا مکتبة المکّة المکرمه ، تا بناي دورات مياه که مرکز آن محل ايستگاه اتوبوس است، شعب ابي طالب نام دارد. در کنار آن سوق الغزّه و شعب عامر است که در کنار کوه خندمه واقع شده است.

مولد النبی (ص)

خانه ای را که رسول خدا (ص ) در آن متولد شده ، با نام مولد النبی می شناسند محل مولد النبی هم اکنون تخریب شده و در آنجا کتابخانه ای بنا شده که امروزه به نام مکتبة مکة المکرمه شناخته می شود

خانه ای را که رسول خدا (ص) در آن متولد شده، با نام «مولد النبی» می شناسند. آنگاه که رسول خدا (ص) به مدینه هجرت کرد، این خانه در اختیار عقیل، فرزند ابو طالب بود و پس از آن در اختیار اولاد و نوادگان وی قرار داشت. بعدها خیزران، همسر هارون، آن را خریداری کرد. مسلمانان این خانه را گرامی می داشتند و به ویژه در شب تولد پیامبر (ص) مراسمی در آنجا برگزار می کردند. در پی روی کار آمدن دولت سعودی، همزمان با خراب کردن این قبیل اماکن، محل مولد النبی هم تخریب شد. تنها با اصرار شیخ عباس قطان شهردار وقت مکه و درخواست وی از ملک عبد العزیز قرار شد تا در آنجا کتابخانه ای بنا کنند که امروزه به نام «مکتبة مکة المکرمه» شناخته می شود.اکنون بسیاری از مسلمانان ترکیه پشت در این کتابخانه نماز می خوانند.

صفا و مروه

صفا و مروه نام دو کوهی است که در مسعی قرار دارد و در موسم حج ، حاجیان هفت بار فاصله بین آن دو را طی می کنند با افزایشی که در مساحت مسجدالحرام صورت گرفته ، مسعی و مسجدالحرام به هم متصل شده است طول آن 5/ 394 و عرض آن 20متر است و ارتفاع طبقه اول 12و طبقه دوم 9 متر می باشد مسعی مجموعا 18در دارد.

صفا و مَرْوه دو کوه کم‌ارتفاع در ضلع شرقی مسجد الحرام. فاصله بین این دو کوه مسعی نام دارد و محل انجام یکی از مناسک حج و عمره به نام سعی است. بنابر نقل‌های تاریخی، کوه صفا و مروه مکانی است که هاجر بین آن‌دو جهت یافتن آب برای اسماعیل(ع) جستجو می‌نمود. کوه صفا، نقطه شروع دعوت علنی پیامبر اسلام(ص) بود. همچنین در روز فتح مکه پیامبر بر فراز آن رفت و بشارت فتح مسلمانان را به مردم داد. نام این دو کوه یک‌بار در قرآن ذکر شده و در روایات اسلامی درباره علت نامگذاری آن‌دو، بزرگداشت آنها به عنوان یکی از شعائر اسلامی، ثواب سعی بین این دو کوه و... مطالبی ذکر شده است.

معرفی

صفا و مروه، دو کوهی هستند که در ضلع شرقی مسجدالحرام (كوه صفا در قسمت جنوب شرقی مسجدالحرام و كوه مروه در ناحیه شمال شرقی) در محلی به نام مسعی و با فاصله‌ای حدود ۳۹۵ متر رو در روی یکدیگر قرار گرفته‌اند.

كوه صفا، كوه كم‌ارتفاعی است در دامنه كوه «ابوقبيس». معنای آن در لغت، به معنی سنگ سخت و صاف است. كسی كه بر بالای صفا بايستد، روبه‌روی حجرالاسود قرار می‌گيرد.

مروه نيز بسیار كم ارتفاع (حدود ۸ متر) است و در دامنه كوه «قعيقعان» قرار دارد. مروه در اصل لغت به معنی سنگ سخت، سفيد و براقی است كه با آن آتش روشن می‌كنند.

پیشینه

پیشینه تاریخی کوه‌های صفا و مروه به زمان هبوط آدم (ع) به زمين، بازمی‌گردد. امام صادق (ع) فرمودند:

            «صفا را صفا نامیدند، بدان جهت که آدمِ برگزيده (صفوة الله) بر آن فرود آمد، پس برای اين کوه نامی از اسم آدم را انتخاب کردند. خداوند می‌فرمايد: «ان اللّه اصطفي آدم و نوحا...» و حوا بر مروه فرود آمد و مروه را مروه ناميدند؛ زيرا زن بر آن فرود آمد پس نامی از مرأة برای اين کوه برگزيدند.

ولی شهرت اين دو کوه از زمان حضرت ابراهیم(ع) به بعد است آنگاه که او همراه با هاجر و اسماعيل به مکه آمده، آنان را در کنار حجر جای داد و خود به شام بازگشت.

 

کوه مروه

در روایات آمده است زمانی که هاجر در جستجوی آب برای اسماعیل بود، هفت بار میان کوه صفا و مروه رفت و برگشت. این سنت ابراهیمی حتی در جاهلیت نیز جزو مراسم حج به شمار می‌آمد و در آن زمان بتی در این سو و بتی در سوی دیگر قرار داشت و وقتی سعی کنندگان به بت‌ها می‌رسیدند، آنها را لمس می‌کردند. تصور مردمان جاهلیت بر این بود که این دو بت با نام‌های اُساف و نائِلِه، زن و مرد زناکاری بوده‌اند که تبدیل به سنگ شده‌اند.

اين بت‌ها همچنان بر روی کوه صفا و مروه قرار داشت تا آنگاه که در سال هفتم هجری پیامبر اسلام(ص) برای انجام عمره به مکّه آمدند. امام صادق (ع) فرموده‌اند:

            «رسول خدا (ص) به مشرکان فرمود: تا بت‌ها را از صفا و مروه بردارند و آنان نيز چنين کردند و آن حضرت ميان صفا و مروه سعی نمود ولی پس از آن که طواف رسول الله (ص) پايان يافت، مشرکان بار ديگر آنها را بر روی صفا و مروه نصب کردند. يکی از صحابه که عمل سعی را انجام نداده بود نزد آنحضرت آمده اظهار داشت: قريش بار ديگر بت‌ها را در صفا و مروه نصب کرده و من نيز هنوز سعی را انجام نداده‌ام، سپس اين آيه نازل شد: «انّ الصفا و المروة من شعائرالله فمن حج البيت او اعتمر فلاجناح عليه ان يطّوّف بهما». بدنبال نزول اين آيه و در حالی که بت‌ها را در صفا و مروه نهاده بودند، مسلمانان سعی می‌کردند تا آنگاه که پيامبر (ع) حج گزارد و بت‌ها را برداشت.»

البته در حال حاضر اثرى از آن بت‌ها نيست.

تا سال ۱۳۷۴ شمسی (۱۴۱۶ق.) بخشی از كوه مروه برجای مانده بود؛ اما در این سال، به هدف گسترش محدوده دور زدن سعی كنندگان، قسمت باقی مانده را برداشتند و در انتهای آن، دری به بیرون گشودند، اما بخش عمده‌ای از كوه صفا همچنان باقی مانده و زائران برای قرائت قرآن بر آن می‌نشستند. در حال حاضر این قسمت نیز مسدود شده و امكان رفتن روی بخش باقی مانده صفا هم نیست. بخشی از این دو کوه سنگفرش شده و برای سعی، نیاز به بالارفتن بر بخشی از كوه نیست.

 

صفا و مروه در قرآن

در قرآن به نام کوه صفا و سعی بین آن و کوه مروه تصریح شده و این دو کوه را از شعائر الهی نام برده است: إِنَّ الصَّفَا وَالْمَرْ‌وَةَ مِن شَعَائِرِ اللَّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَیتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلَا جُنَاحَ عَلَیهِ أَن یطَّوَّفَ بِهِمَا وَمَن تَطَوَّعَ خَیرً‌ا فَإِنَّ اللَّهَ شَاكِرٌ عَلِیمٌ (ترجمه: در حقیقت، «صفا» و «مروه» از شعایر خداست [كه یادآور اوست‌]؛ پس هر كه خانه [خدا] را حج كند، یا عمره گزارد، بر او گناهی نیست كه میان آن دو سعی به جای آورد. و هر كه افزون بر فریضه، كار نیكی كند، خدا حق شناس و داناست.)[ بقره–۱۵۸]

 

صفا و مروه در روایات

در روایات اسلامی درباره کوه صفا و مروه مطالبی ذکر شده است که در موضوعات زیر جای می‌گیرند:

    علت نامگذاری این دو کوه: امام صادق (ع) درباره نامگذاری این دو کوه فرموده‌اند: «صفا را صفا نامیدند، بدان جهت که آدمِ برگزیده (صفی) بر آن فرود آمد، پس برای این کوه نامی از اسم آدم را انتخاب کردند؛ خداوند (عزوجل) می‌فرماید: «ان اللّه اصطفی آدم و نوحا...» و حوّا بر مروه فرود آمد و مروه را مروه نامیدند؛ زیرا زن (حوا) بر آن فرود آمد پس نامی از مرأة (زن) برای این کوه برگزیدند.

    توقف بر صفا باعث ازدیاد مال: امام صادق (ع) فرمود: «چنانچه میخواهى اموالت زياد شود بر كوه صفا بسيار توقف كن.»

    سعی صفا و مروه باعث شفاعت ملائکه: امام سجّاد (ع) فرمود: «ملائکه سعی کنندگان میان صفا و مروه را شفاعت کنند، شفاعتی که مورد قبول قرار می‌گیرد.»

    محبوب ترین مکان نزد خدا: معاویة بن عمار از امام صادق (ع) روایت کرده که فرمود: «هیچ پرستشگاهی نزد خداوند تبارک و تعالی محبوبتر از مکان سعی نیست، زیرا که خداوند در این مکان هر ستمکار گردنکشی را حقیر و زبون می‌کند.» شبیه به همین روایت را ابابصیر از حضرت صادق (ع) نقل کرده است.

    ثواب سعی بین این دو کوه: پیامبر (ص) به مردی از انصار فرمود: «آنگاه که میان صفا و مروه سعی کنی، نزد خداوند پاداش آن که پیاده از شهرش به مکه آمده، و نیز پاداش آن کس که هفتاد بنده مؤمن را آزاد کرده، خواهی یافت.»

    سعی باعث پاکی از گناهان: پیامبر خدا (ص) فرمود: «حاجّ چون ميان صفا و مروه سعى كند از گناهانش پاك مى‌شود.»

دار ارقم

اين همان منزلى است كه پيامبرصلى الله عليه وآله و مسلمانان نخستين، در آغاز اسلام، پنهانى در آنجا جمع مى‏شدند و خدا را عبادت مى‏كردند. دار ارقم نزديك صفا و خارج مسجد الحرام بوده است. سپس در آن جا كتابخانه‏اى ساختند كه در سال 1395 ه . ق. ويران شد. و در توسعه‏اى كه در زمان سعود بن عبدالعزيز صورت گرفت، داخل مسجد گرديد.

خانه ارقم بی ابی ارقم، منسوب به ارقم بن ابی ارقم و در کنار کوه صفا است.

خانه ارقم محل امنی برای مسلمانان:

ارقم، هفتمین شخصی بود که اسلام را پذیرفت. خانه او در کنار کوه صفا قرار داشت و محل امنی برای مسلمانان محسوب می شد. در نقلی آمده است که زمانی چهل مرد و بیش از ده زن در آنجا مخفی شده بودند.

به هر روی رسول خدا(صلی الله علیه وآله) در سال چهارم بعثت همراه یارانش در آنجا بسر می برد و کسانی که قصد مسلمان شدن داشتند، به آنجا، نزد آن حضرت هدایت می شدند.

 

خانه ارقم به عنوان مقطعی تاریخی:

این خانه در تاریخ اسلام به‌گونه ای اهمیت داشته که به صورت یک مقطع تاریخی درآمده است و حوادث دوران مکه در کتاب های سیره با ذکر اینکه قبل از خانه ارقم رخ داده یا بعد از آن، مشخص می‌شود.

 

نام دیگر خانه ارقم:

این خانه توسط خیزران، همسر هارون، که در سال ۱۷۱ به حج آمده بود، خریداری شد و در تاریخ به نام او؛ یعنی دار خیزران شهرت یافت.

 

تبدیل خانه ارقم به مسجد:

مسلمانان با آگاهی نسبت به ارزش این خانه، آن را مسجد کردند؛ شاید هم خود خیزران آن را به صورت مسجد در آورده است.

 

موقعیت جغرافیایی خانه ارقم:

محل یاد شده که مرکزی برای حفظ قرآن بچه ها بوده، در فاصله ۴۸ متری ابتدای سعی از کوه صفا قرار داشته و در سال ۱۳۷۵ هجری قمری در توسعه ای که زمان سعود بن عبدالعزیز صورت گرفت، داخل مسجد گردید. اکنون به یاد آن، اولین دری که از آن سمت به مسجد باز می شود، به عنوان باب ارقم نامگذاری شده و احتمال داده شده است که محل آن در جای پله برقی باشد که در این قسمت ساخته شده است.

در نقل های تاریخی آمده است که خانه ارقم بر روی صفا بوده است؛ أَسْلَمَ الأرقم سابع سبعة و کانت دارُهُ عَلَی الصَّف. مقصود از این سخن، آن است که خانه ارقم که در دامنه صفا بوده، امروزه داخل مسجد شده و تنها بخشی از خود کوه صفا در ابتدای مسعی، برجای مانده است.

 

خانه ارقم محل اختفای پیامبر:

در کتیبه ای که از سال ۵۵۵ روی این خانه وجود داشته، آمده بوده است: اینجا محلّ اختفای رسول خدا(صلی الله علیه وآله) و معروف به دار خیزران است که بنده نیازمند درگاه خدای، جمال الدین شرف الإسلام ابوجعفر محمد بن علی بن ابی منصور اصفهانی، وزیر شام و موصل آن را به سال ۵۵۵ بنا کرد.

عرفات

صحرایی است به درازای 12کیلومتر در شش کیلومتر و نیم ، در فاصله بیست و یک کیلومتری شمال مکه ، بر سر راه طائف در جهت شمالی این دشت کوهی است که آن را جبل الرحمه یا جبل عرفات نامند صحرای عرفات در این سال ها درختکاری شده و هر حاجی باید از ظهر روز نهم ذی الحجه تا غروب شرعی آن روز در این صحرا به قصد قربت وقوف نماید

عَرَفات، منطقه‌ای مقدس در شرق مکه که حج‌گزاران در روز عرفه، نهم ذی حجه، از ظهر تا مغرب شرعی در آن منطقه حضور می‌یابند. این حضور یا وقوف، از ارکان حج تمتع است.

 

مفهوم شناسی:

واژه عرفات، عربی و از ماده «ع ر ف» است. این ماده به معنای ادراک و شناختن چیزی همراه با تفکر و تدبر در آثار آن است و کلمه «معرفت» نیز از همین ماده است.

در آثار کهن مکه‌شناسی، مانند اخبار مکة نوشته فاکهی (قرن ۲ قمری) بدین منطقه عرفه نیز گفته‌اند. سخاوی تاریخنگار قرن دهم قمری اهل مکه، بر آن است که کلمه عرفات مانند «قصبات» است و به هر نقطه‌از آن منطقه «عرفه» گویند و نام کل منطقه، «عرفات» است.

در این که چرا منطقه مورد نظر را عرفات یا عرفه گفته‌اند، نظراتی مطرح است از جمله:

بنابر روایات، هنگامی که جبرئیل به ابراهیم پیامبر(ع) مناسک حج را آموخت، در عرفات به او گفت: «یا ابراهیم! آیا مناسک را آموختی؟» و ابراهیم پاسخ داد: «آری.» و بدین سبب آن منطقه عرفات یا عرفه نامیده شد.

آدم و حوا، در این منطقه یکدیگر را شناختند و دیدار کردند.

مسلمانان در این منطقه در پیشگاه خدا به گناهان خود اعتراف و طلب بخشایش می‌کنند.

در قرآن کریم هنگام ذکر احکام و آداب حج از عرفات نام برده شده است: «لَیسَ عَلَیکمْ جُناحٌ أَنْ تَبْتَغُوا فَضْلاً مِنْ رَبِّکمْ فَإِذا أَفَضْتُمْ مِنْ عَرَفاتٍ فَاذْکرُوا اللَّهَ عِنْدَ الْمَشْعَرِ الْحَرامِ وَ اذْکرُوهُ کما هَداکمْ وَ إِنْ کنْتُمْ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الضَّالِّین(بقره/۱۹۸)؛ اگر هنگام حج طالب روزی خدا باشید، مرتکب گناهی نشده‌اید، و چون از عرفات بازگشتید خدا را در مشعر الحرام یاد کنید، از آن رو که شما را هدایت کرده، در حالی که پیش از آن گمراه بودهاید.»

 

موقعیت جغرافیایی:

مسیر عرفات تا مسجد الحرام

    عرفات، زمینی صحرایی، با مساحت حدود ۱۸ کیلومتر مربع، در شرق مکه، اندکی متمایل به جنوب، در میان راه طائف و مکه واقع است. در پیرامون این منطقه کوههایی به شکل نیم دایره قرار دارد.

    در شمال شرقی عرفات، جبل الرحمة قرار دارد. این کوه مستقل از کوههایی است که منطقه را در حصار خود گرفتهاند. به این کوه، «جبل العرفات»(کوه عرفات)نیز می‌گویند. امام حسین دعای خود را در روز عرفه در کنار این کوه قرائت کردند.

    به لحاظ فقهی، عرفات جزو حرم محسوب نمی‌شود.

    در ادوار مختلف تاریخی تا امروز حدود عرفات را با علائم و تابلو به طور دقیق مشخص کردهاند.

در منابع جغرافیایی و روایات مذهبی مسلمانان از قدیم، حد و مرز عرفات با دقت ثبت شده است.

از روزگار قدیم، یکی از راههای طائف از عرفات می‌گذشته و نهر آبی که از طائف به مکه می‌رسیده از عرفات می‌گذشته است. این نهر را عین زبیده می‌خوانده‌اند که بانی آن زبیده خاتون همسر هارون الرشید بوده. گویا یک ایرانی‌الاصل به نام جواد اصفهانی در دوره‌هایی در آوردن آب از طریق عرفات به مکه نقش و خدماتی دیگر هم در عرفات داشته است.

 

اهمیت:

عرفات با فریضه مهم حج پیوندهایی دارد و از اماکن مقدس اسلامی به شمار می‌آید. وقوف در عرفات، از ارکان حج تمتع است و بدون آن، حج ادا نمی‌شود. بنابر فقه شیعه، حجگزاران می‌باید در روز نهم ذی حجه از ظهر شرعی تا مغرب شرعی در این صحرا اقامت کنند که این عمل را وقوف گویند.

روایاتی از بزرگان دینی، بر اهمیت عرفات و وقوف عرفات در فریضه حج تاکید کرده‌اند؛ مانند «الحَجُّ عرفات؛ حج همان[وقوف در]عرفات است.» پیش از اسلام، اهالی مکه خود را اهل حرم و مردمان برگزیده و از برخی اعمال از جمله وقوف در عرفات معاف می‌پنداشتند. پس از اسلام، پیامبر اکرم(ص) وقوف را از ارکان حج برای همه حجگزاران معرفی کرد و خود در حجّة الوداع، در عرفات وقوف کرد.

نظر به اهمیت عرفات و وقوف در آن، اعمال مذهبی بسیاری برای آن در روایات نقل شده از جمله استغفار و دعا که با فضیلت‌ترین اعمال در عرفات محسوب گشته است.

بنابر روایات، اقامت حجگزار در عرفات، مایۀ بخشوده شدن گناهان او است. برای نمونه، در روایتی، از امام صادق(ع) آمده است: «گناهکار‌ترین شخص، کسی است که از عرفات بازمی‌گردد و گمان می‌برد که بخشوده نشده است.»

بنابر برخی روایات پیامبر(ص) خطبه حجّة الوداع را بر فراز کوه جبل الرحمه واقع در عرفات ایراد کرد.

عرفات در روایات مربوط به دحو الارض، در کنار کعبه و سرزمین منا، از جایهایی است که زمین از آن گسترانیده شده است.

 

تاریخچه

بنابر روایات محلی، در زمان حضرت ابراهیم و ماجرای مهاجرت همسر او هاجر به سرزمین مکه، قوم جُرهُم در عرفات سکونت داشته‌اند. برخی جغرافی‌نگاران قدیم، عرفات را قریه‌ای کوچک معرفی کرده‌اند.

مشعر الحرام

مشعر یا مزدلفه جایی است که حاجیان پس از عرفات بدان جا می روند و تا سر زدن آفتاب ، در آن می مانند مشعر میان دو تنگه عرفه از یک سو و محسر از سوی دیگر واقع شده است

مَشْعَر یا مَشْعَرُالحرام که به مُزْدَلِفِه نیز شهرت دارد سرزمینی بین عرفات و مِنا است که حدود ۴ کیلومتر طول دارد. این زمین در محدوده حرم مکه قرار داشته و توقف (وقوف) در آن در صبح عید قربان از ارکان حج است. بیشتر حجاج برای رمی جمرات از این مکان سنگ‌ریزه جمع می‌کنند.

موقعیت:

این سرزمین كه در محدوده حرم مکه قرار دارد درّه‌ای است كم وسعت كه بین عرفات و منا واقع شده و طول آن تقریباً چهار كیلومتر است. در این منطقه مسجد بزرگی وجود دارد كه آن را «مسجد مزدلفه» می‌خوانند. مساحت اولیه این مسجد حدود ۱۷۰۰ مترمربع بود که در عهد عباسی به چهار هزار متر رسید، مسجد در آن زمان سقف نداشت و تنها حصاری در اطراف آن بود. پس از بارها بازسازی و توسعه، اكنون مساحت مستطیل شكل آن حدود شش هزار مترمربع است.

 

در قرآن به نام این مکان اشاره شده و از مردم خواسته شده خدا را در این مکان یاد کنند:

  فَإِذَا أَفَضْتُم مِّنْ عَرَ‌فَاتٍ فَاذْكُرُ‌وا اللَّهَ عِندَ الْمَشْعَرِ الْحَرَ‌امِ ۖ وَاذْكُرُ‌وهُ كَمَا هَدَاكُمْ وَإِن كُنتُم مِّن قَبْلِهِ لَمِنَ الضَّالِّینَ ﴿۱۹۸﴾ ثُمَّ أَفِیضُوا مِنْ حَیثُ أَفَاضَ النَّاسُ وَاسْتَغْفِرُ‌وا اللَّهَ ۚ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّ‌حِیمٌ  (ترجمه: و هنگامی که از «عرفات» کوچ کردید، خدا را نزد «مشعَر الحرام» یاد کنید! او را یاد کنید همان‌طور که شما را هدایت نمود و قطعاً شما پیش از این، از گمراهان بودید. (۱۹۸) سپس از همان‌جا که مردم کوچ می‌کنند، (به سوی سرزمین منا) کوچ کنید! و از خداوند آمرزش بطلبید، که خدا آمرزنده مهربان است.) [سوره بقره–آیات ۱۹۸-۱۹۹]

 

محدوده مشعرالحرام که بخشی از کوهها را هم دربردارد:

مشعرالحرام پس از وادی یا درّه «مَأْزِمَین» قرار دارد. حجاج باید بعد از غروب روز عرفه؛ یعنی پس از پایان وقوف اختیاری در عرفات، به این سمت حركت كنند و تا طلوع آفتاب روز فردا (دهم ذی حجه، عید قربان)، در این مکان بمانند. محدوده مزدلفه با تابلوهای بزرگی مشخص شده و با جمله «بِدایةُ مُزْدَلِفِه» یا «نِهایةُ مُزدلِفِه» می‌توان حدود آن را شناخت. طول آن حدود ۴۰۰۰ متر و مساحت آن ۱۲/۵ كیلومتر مربع است. برخی معتقدند «مشعر» در حقیقت نام سرزمین و کوهی است که در انتهای مزدلفه قرار دارد كه تا وادی یا درّه «مُحَسِّر» امتداد می‌یابد و سپس کل سرزمین مزدلفه به این نام خوانده شده است. در این مكان ضمن بیتوته و عبادت در شب می‌توان سنگریزه‌هایی را كه به لحاظ شكل و نوع، تنها در این منطقه یافت می‌شود برای رمی جمرات در منا جمع آوری كرد.

 

مأزمین

حُجاج در راه بازگشت از عرفات به سوی مكه، از وادی مَأْزِمَین می‌گذرند كه میان دو كوه است. «مأزم» به معنای راه تنگ و به عبارت دیگر، تنگه است، این کلمه اشاره به دو راه رفت و برگشتِ تنگِ این ناحیه دارد و حجاج با عبور از این وادی به مزدلفه یا سرزمینِ مشعرالحرام می‌رسند.

 

برای این سرزمین نام‌های متعددی بیان شده است:

    مَشْعَر؛ اسم مكان از ریشه «شعور»، چرا که در این سرزمین باید پس از شناخت در عرفات به شعور و آگاهی رسید.

    مشعر الحرام: مشعر در محدوده حرم مکه واقع شده و به همین علت آن را مشعرالحرام گویند.

    مُزْدَلِفِه؛ كه نام دیگر آن است، اسم فاعل از «ازدلاف»؛به معنای تقدم یا نزدیكی و برگرفته از «زُلَف»، زیرا مردم در این مكان به خدا تقرّب پیدا می‌كنند یا حجاج در این مكان اجتماع كرده و به هم نزدیك می‌شوند.

مزدلفه به معنی محل ازدحام، به دلیل اجتماع تمامی حجاج در شب دهم ذی حجه در آنجا.

از امام صادق علیه‌السلام نقل شده است: جبرئیل پس از پایان وقوف در عرفات به ابراهیم گفت: «یا إِبْرَاهِیمُ ازْدَلِفْ إِلَی الْمَشْعَرِ الْحَرَامِ…»

معاویة بن عمّار از امام صادق (ع) نقل كرده كه فرمود: مزدلفه را به این خاطر مزدلفه نامیدند كه حاجی‌ها از عرفات به سویش كوچ می‌كنند.

جَمْع؛ امام صادق علیه‌السلام فرمود: به مشعر، «جمع» گفته می‌شود، چون حضرت آدم علیه‌السلام بین نماز مغرب و عشاء جمع كرد.

اِبْطَح؛ امام صادق (ع): این سرزمین ابطح نامیده شد چرا که آدم علیه‌السلام مأمور شد در مسیلِ مشعر، تا طلوع صبح بماند. سپس مأمور شد كه از كوهِ مشعر بالا رود و چون خورشید بر او تابید، به گناهش اعتراف كند و آدم علیه‌السلام چنان كرد و این اعتراف سنّتی در میان فرزندانش قرار داده شد.

منا

دره ای است به عرض تقریبا هفتصد متر و طول دو کیلومتر و نیم که حاجیان باید از طلوع خورشید روز دهم تا ظهر روز دوازدهم جز ساعاتی که اجازه داده شده آنجا را ترک کنند آن مکان بمانند آن را ملالانی ، منی و ممنی هر سه در خوانده اند و برای هر یک وجه تسمیه ای نیز ذکر کرده اند

مِنا سرزمینی بین مشعر الحرام و مکه است که حاجیان از صبح عید قربان تا دو روز بعد بخشی از اعمال حج را در آن انجام می‌دهند. این اعمال عبارتند از: رمی جمرات، قربانی، حلق یا تقصیر، بیتوته در منا. این سرزمین جزئی از حرم مکه است.

 

دلیل نامگذاری:

درباره علت نامگذاری این سرزمین به «منا» دلایل گوناگونی ذکر شده است؛ براساس سخنی از امام رضا(ع) این نام برگرفته از کلام جبرئیل به ابراهیم(ع) است: تَمَنَّ عَلَی رَبِّکَ مَا شِئْتَ، هرچه از خداوند می‌خواهی، آرزو کن. ابراهیم از خداوند خواست به جای ذبح فرزندش، قوچی را بفرستد تا به عنوان فدیه اسماعیل، آن را ذبح کند و خداوند آرزوی او را برآورده کرد.

 

موقعیت جغرافیایی:

منا میان مكه و مزدلفه و در ۷ كیلومتری شمال شرقی مسجد الحرام است كه از طریق تونل منا، فقط ۴ كیلومتر با مسجد الحرام فاصله دارد؛ در سوی دیگر تونل، منطقه عزیزیه قرار دارد كه پیاده می‌توان از آنجا به منا رفت.

سرزمین منا، که پس از گذشتن از وادی محسِّر آغاز می‌شود، فاصله‌ای به طول حدود ۵/۳ کیلومتر و عرض تقریبی پانصد متر، میان دو کوه ممتد قرار دارد و انتهای آن به مکه ختم می‌شود. حدود منا نیز با تابلوهایی مشخص شده و در مسیر مکه، جمره عقبه، حد منا به حساب می‌آید. این سرزمین جزئی از حرم مکه است.

وادی مُحَسِّر

نوشتار اصلی: وادی محسر

مُحَسِّر مکانی است میان مشعرالحرام و منا که بخشی از هیچکدام نیست. حُجاج پس از وقوف در مشعر با گذشتن از این وادی و بدون اینکه در آن توقف کنند وارد منا می‌شوند. بر اساس روایات تاریخی، اصحاب فیل و سپاهیان ابرهه در آنجا هلاک شدند.

 

جمرات سه گانه:

نوشتار اصلی: جمرات

در اصطلاح دینی‌، جمرات یا جمرات ثلاث‌، نام سه محل مخصوص در سرزمین مِنا است که با ستون‌های سنگی مشخص شده‌اند و حاجیان به سوی هر کدام ۷ سنگ‌ریزه پرتاب می‌کنند.

 

قربانگاه‌های منا:

قربانگاه‌های منا در گذشته در بخش ورودی منا از سمت وادی محسِّر، واقع شده بود که گویا چیزی از آن در منا نبود. از سال ۱۴۲۰ هجری، قربان‌گاه اصلی به محل دیگری در فاصله ۵۰۰ متری منا به نام مُعَیصم انتقال یافته و به صورت مجهز و با تقسیم بخش‌های آن برای حجاج کشورهای مختلف، به فعالیت مشغول است. هنوز بخشی از قربان‌گاه‌ها در همان منطقه قدیم قرار دارد.

 

اعمال حج در منا:

حج‌گزاران در صبح دهم ذیحجه(عید قربان) پس از طلوع آفتاب از مشعرالحرام وارد منا می‌شوند و پس از رمی جمره عقبه، حلق یا تقصیر انجام داده و قربانی می‌کنند. پس از حلق یا تقصیر بخش زیادی از محرمات احرام بر حاجی حلال می‌شود. حج‌گزار واجب است شب یازدهم و دوازدهم تا نیمه شب در سرزمین منا بماند و فردای آن، از طلوع آفتاب تا غروب، رمی جمرات سه‌گانه را انجام دهد. اینها اعمالی است که پیش از اسلام نیز در حج وجود داشته و آغازگر آن ابراهیم(ع) بوده است.

چنانچه حج‌گزار مایل باشد می‌تواند این شب‌ها را به جای منا در مکه بماند به شرط اینکه همۀ شب تا طلوع فجر را مشغول عبادت باشد. برخی حج‌گزاران واجب است علاوه بر آن دو شب، شب سیزدهم را هم در منا بمانند و فردای آن رمی جمرات انجام دهند.

 

حکم فقهی ساخت و ساز در منا:

یکی از مسائل فقهی مورد بحث در منا، جواز ساختمان سازی در این سرزمین است. در این‌باره، اختلاف نظریه‌های فراوانی وجود داشته است. پیش از دوره وهابی‌ها ساختمان‌های متعددی در منا بوده است؛ اما پس از آن، برای مدتی آن بناها تخریب شد و تا این اواخر شیخ عبدالله بن باز با ساختن بنای دائمی در آنجا مخالف بود. از سال ۱۴۱۸ق به این سو، چادرهای جدیدی از جنس برزنت ضد آتش برپا شده که در طول سال برچیده نمی‌شوند.

 

جایگاه تاریخی:

پیش از اسلام این سرزمین یكی از مراكز مهم تجاری و بازرگانی محسوب می‌شد.

دورترین قسمت آن به مکه، وادی محسِّر است که میان مزدلفه و منا قرار دارد و محلی است که گفته می‌شود سپاه ابرهه در آنجا گرفتار عذاب الهی شدند.

پیمان‌های عقبه اول و عقبه دوم برای دعوت پیامبر(ص) به مدینه در اینجا بسته شد.

مسلمانان در فتح مکه در سال هشتم هجری در اینجا مستقر شده بودند و پیامبر(ص) پس از فتح، در مكان مسجد خَیف در منا سخنرانی کرد.

ابلاغ آیات برائت توسط حضرت علی (ع) در روز عید قربان سال نهم هجری.

مکان‌های تاریخی:

در گذشته و از قرون نخست اسلامی، چندین مسجد در منا وجود داشته که برخی از میان رفته و برخی موجود است. معروف‌ترین این مساجد، مسجد خَیف، مسجدُ البَیعَه، مسجدُ الکَبْش(اَلنَّحْر)، مسجدُ الصَّفائِح و مسجد الکوثر هستند.

 index
منشورات ـ کتب ادعیه و زیارات